(نمودار4-2) نموداردرصد افراد بر حسب تحصیلات69
(نمودار4-3) نمودار درصد افراد برحسب طبقه سنی70

(نمودار4-4) نموداردرصد افراد بر حسب نوع پست سازمانی71
(نمودار4-5) نمودار درصد افراد برحسب سابقه خدمت71

فهرست اشکال
عنوان صفحه
(شکل2-1) چهار چوب فرهنگ سازمانی ( همان منبع ، 1377 :164 )53
(شکل2-2) سطوح فرهنگ ( مقیمی، 1377 : 171 )55
(شکل2-3) مدل پژوهش56

چکیده
با توجه به تغییرات شدیدی که در عرصه فعالیتهای اقتصادی بوجود آمده است سازمان ها همواره در پی کاهش هزینه ها و افزایش کارایی خود بوده اند و دراین میان از روش های نوینی که حاصل خلافیت پیشگامان صنعت است استفاده می نمایند تا تولیداتی با هزینه کمتر داشته باشند از این رو پژوهشی با عنوان بررسی موانع استقرار رویکرد نوین مشارکت در زنجیره تامین : 1(VMI ) مدیریت موجودی توسط فروشنده در مدیریت تدارکات و امور کالای شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب صورت گرفت .هدف این پژوهش شناسایی بعضی از موانعی است که باعث عدم به کارگیری این روش توسط مدیریت تدارکات و امور کا لای شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب – ستاد می شود قلمرو مکانی این پژوهش سازمان مدیریت تدارکات – ستاد و سال انجام آن 1390می باشد. نوع پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی پیمایشی می باشد. شیوه گرد آوری اطلاعات این پژوهش میدانی وکتابخانه ای و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می باشد جامه آماری این پژوهش کارکنان و کارشنا سانی است که دارای تحصیلات کاردانی و بالاتر باشند .تعداد جامعه پس از بررسی های صورت گرفته 102 نفر مشخص گردید که به دلیل نزدیکی نمونه با جامعه آماری پرسشنامه محقق ساخته 44 سوالی تهیه شده در اختیار تمامی افراد جامعه قرار گرفت ضریب پایایی (آلفای کرانباخ) پرسشنامه با نمونه 102 تایی بین 72/0 تا81/0 در نوسان بود که این امر نشان دهنده پایایی و اعتبار پرسشنامه است نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که فرضیه های : بستر های مناسب سخت افزاری و نرم افزاری، سیاستهای سازمان در به اشتراک گذاری اطلاعات و افزایش ارایه خدمات به مصرف کنندگان جزءموانع به شمار نیامده ولی فرهنگ و جو سازمانی ،قوانین و مقررات در قسمت تدارکات و آمادگی سازمان در استفاده از سیستم های نوین جزءموانع به کارگیری این رویکرد (مدیریت موجودی توسط فروشنده) به حساب می آیند .

کلید واژه ها: مدیریت زنجیره تامین – کنترل موجودی – مدیریت موجودی توسط فروشنده- فرهنگ و جو سازمانی

مقدمه
زنجیره تامین زنجیرهای است که همه فعالیتهای مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه ماده اولیهتا مرحله تحویل کا لا نهایی به مصرف کننده را شامل می شود در این ساختار وظیفه ی مدیریت زنجیره تامین2، مدیریت تمام شبکه از تامین کنند ه ها گرفته تا مشتری نهایی ، برای دستیابی به بهترین خروجی برای کل سیستم می باشد.
مدیریت زنجیره تامین در مقایسه با مدیریت سنتی که به مدیریت تک تک اعضا ، می پردازد بر مدیریت روابط تمرکز می کند و به دنبال راه حلهایی برای کاهش هر چه بیشتر سیکل تامین ، تولید و توزیع محصول جدید که بتواند به نیاز مشتریان دایما در حال تغییر پاسخ دهد . برای این کار سازمانها باید با اتخاذ و اجرای تکنولوژی های زنجیره تامین و سیستمهای اطلاعاتی سعی در کاهش سیکل زنجیره تامین و یکپارچگی فرآیند های خود نمایند .
یکی از این را ه ها استفاده از رویکر مدیریت مدیریت موجودی توسط فروشنده می باشد این رویکرد ابتکاری سعی در تعامل هر چه بیشتر و هماهنگی میان اعضای یک زنجیره تامین در حیطه مدیریت موجودی و تقا ضا دارد. ( اسدی یاسمن و همکاران ، 1389 ) مدیریت موجودی توسط فروشنده یک برنامه تکمیل پیوسته موجودی است که با استفادهاز تبادل اطلاعات میان مصرف کننده و تامین کننده ، به تامین کننده این امکان را می دهد که سطح کا لای مورد نظر را در انبار مصرف کننده مدیریت کند . در این برنامه مصرف کننده ، فروشنده را با اطلاعات ضروری جهت در نظر گرفتن کا لای کافی برای رفع نیاز و تقاضا مشتری تغذیه می کند بنابراین مدیریت موجودی توسط فروشنده تنها یک اصطلاح برای سیستمهای موجودی است که در آنها تامین کننده فعالیت های روزانه ( و یا دوره های زمانی تعیین شده ) موجودی مشتریانش را مدیریت می کند ( جاسمی زرگانی ، 1386) .

فصل اول :
کلیات تحقیق

1-1- مقدمه
تغییرات سریع در عرصه فعالیت های اقتصادی و پیچیده شدن فضای رقابت میان بنگاه ها ،آنها را بر آن داشته تا از ابزارها و روش هایی بهره گیرندکه توان رقابتی مطلوبی برای آنان ایجاد کرده ،به آنان امکان حفظ سهم بازار و افزایش آن را بدهد. از جمله ابزارهایی که در سالهای اخیر مورد توجه شرکت های پیشرو قرار گرفته و از آن برای حفظ و بهبود شرایط رقابتی خود کمک گرفته اند ، زنجیره تامین و مدیریت آن است
جریان زنجیره تامین موجودیتی پویا بوده که جریان های اطلاعات ،محصولات و مالی را در درون خود دارد.اجزای این سیستم از طریق پیش خور مواد و جریان باز خور اطلاعات با یکدیگر در ارتباط هستند.
در سالهای اخیر با طرح نظریه های جدید در ارتباط با رضایت مشتریان ،تولید بر اساس درخواست و نیازهای مشتریان و مسایل رقابتی در بازار و سود آوری برای شرکت های بزرگ که از نظر فیزیکی و جغرافیایی گستردگی پیچیدهای دارند از یک سو و همچنین گسترش ارتباطات و همبستگی های بین تامین کنندگان و تولید کنندگان بزرگ از سوی دیگر ،این بحثبه بحثی جامع تبدیل شده که توجه بسیاری از محققین و مدیران را به خود جلب نموده است این فلسفه موجب پیدایش تغییرات بنیادی در زمینه مدیریت سازمانها شده است پیش از این مدیران برای ارتقا سود آوری خود ،تلاش و توجه خویش را به فعالیتهای درونی سازمان معطوف می ساختند در حالی که مدیریت زنجیره تامین آنه را به یکپارچه سازی عملیات و فعالیتهای درون سازمانی با تصمیم گیری ها و فعالیتهای شرکای تجاری برون سازمانی ، دعوت می نماید . مطالعات زیادی در این زمینه انجام شده است که همگی بیانگر منافعی هستند که از طریق مدیریت زنجیره تامین بدست خواهد آمد. با این وجود بکارگیری آن چالش های بسیار زیادی را برای مدیران بوجود آورده است . یک زنجیره تامین شامل تمام سازمان هایی است که در تبدیل مواد خام به محصول نهایی و رساندن آن به دست مشتری نقش دارند . این سازمان ها معمولا موجودیت های اقتصادی مستقلی هستند .اگر چه یک استراتژی کاملا یکپارچه می تواند عملکردبهینه کل سیستم را درپی داشته باشد اما ممکن است این استراتژی برای تک تک اعضای زنجیره تامین بهترین نتیجه را به همراه نداشته با شد. در واقع هر یک از اعضای زنجیره معمولا بیشتر تلاش می کندتا اهداف سازمانی خود را به سمت بهینگی پیش برند تا اهداف کلی سیستم زنجیره تامین . بنابراین یکی از فاکتورهای کلیدی مدیریت زنجیر تامین ،توسعه مکانیسم هایی است که بتواند اهداف مجزای اعضای زنجره تامین را در یک راستا قرار داده و تصمیم گیر ها و فعالیت های آنها را برای بهینه سازی عملکرد کل سیستم با یکدیگر هماهنگ سازند( لی و وانگ ،2007) .
پس مدیریت موجودی بر مبنای فروشنده یکی از این رویکردهای ابتکاری است که سعی در ایجاد تعامل هر چه نزدیکتر و هماهگ هر چه بیشتر میان اعضای یک زنجیره تامین در حیطه مدیریت موجودی و تقاضا دارداما تاکید کلی این روش بر انتقال مسولیت مدیریت موجودی و تقاضا از مشتری به تامین کننده است بنابراین مدیریت موجودی بر مبنای فروشنده فرآیند پیوسته ای است که در آن مسولیت مدیریت موجودی مشتری به تامین کننده واگذار می شود ( اسدی و همکاران ،1389) .

1-2- بیان مسئله
روند روبه رشد رقابتی شدن در اقتصاد جهانی امروز، شرکت ها رابرآن داشته است تا از مزایای به کارگیری مدیریت زنجیره تامین در راستای افزایش رقابت پذیری وکارایی بهره جویندمدیریت زنجیره تامین نگرشی است که در سالهای اخیر مورد توجه سازمانها وشرکت ها قرارگرفته است که در نظر دارند سطحی جهانی تر به فعالیت بپردازنددراین نگرش کلیه اجزا وحلقه هایی که برای ارایه محصول یا خدمت به مشتری درکنار هم قراردارند مورد توجه قرارگرفته وسعی می شودتصمیمات استراتژیک ، تاکتیکی وعملیاتی به گونه ای اتخاذگردد که کل مدیریت زنجیره درمقابل زنجیره های رقیب ازکارایی واثربخشی بیشتری برخوردار باشدبنابراین در نگرش مدیریت زنجیره تامین همکاری